لیست اخبار صفحه :1
 گرگ و میش
گرگ و میش

گرگ و میش

میان تاریکی و روشنی در هوای گرگ و میش , گرگ قصد دیدن گوسفند را دارد. گوسفند در انتظار رهایی , گرگ و میش را نظاره می کند

بیداری
بیداری

بیداری

صدای کوکوی ساعتها با به جریان افتادن زندگی در گوشه های مختلف شهر همزمان شده و پرندگان داخل ساعت ها نویدبخش بیداری و تداوم حرکت شده اند. عقربه دقیقه شمار یکی از ساعت ها به وسیله چسب از حرکت بازداشته شده و پرنده داخل آن نیز به همین دلیل توان بیرون آمدن از جعبه ساعت و کوکو کردن را از دست داده است. کودکی که معمولا با صدای همین ساعت و کوکوی پرنده آن از خواب بیدار می شده نیز به خواب عمیقی فرو رفته است تلاش پرنده­ی گرفتار شده در جعبه ساعت، حرکت مداوم چرخ­دنده­ها و تلاش عقربه باعث کنده شدن چسب می­شود و به این ترتیب با آزادی پرنده و کوکو کردنش، بیداری کودک نیز به وقوع می­پیوندد.

بچه گربه
بچه گربه

بچه گربه

داستان درباره ی دختربچه ا ی است که با پدر و مادرش زندگی می کند. پدر و مادری که چندان هم پذیرای او نیستند چون غرق در مسائل و مشکلات خود و دائما در حال مشاجره با یکدیگر هستند. به طور کلی او در یک فضای خانوادگی سرد و بی روح زندگی می کند.تا اینکه یک روز دختربچه متوجه می شود که در حیاط خانه شان گربه ای بچه به دنیا آورده است. او با لذت زندگی گربه ها را تماشا می کند. گاهی خودش را به صورت بچه گربه ای می بیند که با بقیه ی بچه گربه ها بازی می کند. دختربچه کم کم خودش را غرق در زندگی گربه ها می کند. چون احساس می کند که بچه گربه ها خوشبخت تر هستند و حداقل این شانس را دارند که مادرشان با آنها بازی می کند وبه آنها اجازه می دهد که از روی دمش بپرند. او به تدریج از زندگی واقعی فاصله می گیرد و دنیایش دیگر نه دنیای آدم ها بلکه دنیای گربه ها است. این حالت کم کم در او شدت می گیرد تا اینکه کاملا تبدیل به یک بچه گربه می شود .

بابا برفی
بابا برفی

بابا برفی

بچه ها در حیاط مدرسه آدم برفی ای می سازند که شبیه بابا بزرگشان است. اما آدم برفی در مقابل نور خورشید آب می شود.

شخصی سازی

انتخاب حالت کور رنگی

انتخاب رنگ

اندازه فونت